تبليغاتX
نوستالژی

غول کوچولو
چهارشنبه دهم تیر 1388 ساعت 20:56
خیلی سخته این که ادمایی رو که دوست داری فقط از دور تماشا کنی ببینی که اونا هیچ احساسی بهت ندارن فقط تماشاشون کنی نتونی بگی. نه این که نخوای نتونی، بلد نباشی. از زندگیت همین واست یادگار بمونه یه باخت بیشتر یه تنهایی عمیق تر هی خودتو پشت دیواری ببینی که دنیا واست ساخته خودتو پشت یه زبون تلخ قایم کنی تا بیشتر تنها بمونی تا زندگیت سخت تر و تلخ تر از اون چیزی باشه که باید باشه تا رویاهات فقط یه رویا بمونه تو همین جوری فقط با حسرت دورشون کنی چون یه رویان یه رویا زشت و کریه که برای بقیه مثل عسل شیرنه آدمایی رو که دوست داری از جلوت می گذرن و به جای دوست داشتنت از تو می ترسن که یه وقتی آقا غوله نخوردتشون ولی خبر ندارن که آقا غوله ازارش به هیچکس نمی رسه که یه قلب ترد و نازک داره که خیلی راحت میشکنه ولی بازم مهم نیست هیچی مهم نیست تو تنهایی و باید یادش بگیری چون تنهایی و رنج این تنهایی تنها سرمایه های تو ان هیچی جز همینا واسه خرج کردن نداری باید یاد بگیری یه غولی که همه از صدا و نگاهت میترسن از این که غولی کسی کاری به دلت به قلب ترد و نازکت نداره به وجودت که داره از دست می ره تو باید با خودت و زندگی تنهات کنار بیای باید واسی ولی نمی تونی نمیشه شاید ولی باید قبولش کنی عزیزم دیگه بسه اینا همش دلقک بازیه اصل همون تنهاییه هخون نشدن و نخواستنو نرسیدن که چه بخوای چه نخوای باهاته زندگیته ذات زندگیته مازیار باید قبولش کنی باید پا بذاری رو همه چیز حتی دلت دل کوچوله یه غول ارزششو نداره واسه هیچکس یه غول یه غوله تو ام یه غولی که اشتباهی اومدی تو سرزمین آدما و داری باهاشون زندگی میکنی شاید یه زمانی آدم بودی شاید ولی حالا غولی پس برو تو سرزمین غولا یا اگه نمیتونی فقط تنهایی رو تحمل کن چون سهم تو از آدماس از مردم از کسایی که دوسشون داری اونا ندارن اونا ندارن میفهمی که پس مرد باش رو همین یه حرفت واسا بذار آقا غوله تو تنهایی تموم بشه یه ذره ام امید وار نباش نا امیدی سهم توئه فقط فریاد نزن تحمل کن غول کوچولو

نوشته شده توسط مازیار وکیلی | موضوع: | لینک ثابت |