تبليغاتX
نوستالژی

روشنفکر فیلم فارسی ساز
چهارشنبه دهم تیر 1388 ساعت 20:50
وقتی همه خواب بودیم فیلم خوبی نیست بد هم نیست فیلم انقدر آشفته و بی در و پیکر است که نمیشود از آن یک چیز درست و حسابی نوشت و آن را تحلیل منطقی کرد.آقای رو شنفکر فیلمی ساخته که بگوید نمی گذارند فیلم بسازد تا دوباره بگوید چه شمایل منحصر به فرد و چه اسطوره ایی را از دست داده ایم فیلمش را پر از نماهای محیر اعقول کرده دیالوگ های سنگین توی دهان شخصیت ها چپانده تا ایده لوس و سطحی خودش را فریاد بزند.که چرا نمیگذارند من بیضایی فیلم بسازم.اقای روشنفکر انقدر حواسش به این فریاد و ایده مرکزی بوده که حواسش نبوده دارد یک فیلم فارسی رنگ و لعاب دار می سازد با کلی شخصیت کاریکاتوری که قرار است همین طوری بیایند و بروند و به ما بگوید روشنفکری این مملکت در حال اضمحلال است.آن وقت حواسش به خیلی چیزهای دیگر هم نبوده به شخصیت،روند قصه،یا لا اقل سطح مقبولی از شعور که در فیلمش چاری باشد.آقای بیضایی انسان بزرگی است با کلی کار پژوهشی و نمایشنامه و فیلمنامه منتشر شده که نشانگر کاووش عمیق ایشان روی زبان و فرهنگ فارسی است.اما متئسفانه فیلم هایش سترون است.ناقص است.چون آقای بیضایی یاد نگرفته برای فیلم خوب ساختن باید از پشت کاغذ و ورق و اسطوره بیرون آمد و کمی هم در جامعه چرخید  دیگر زمان این جور دیالوگ ها و بازی با دوربین نیست .دیگر زمان آن نیست که بخواهی با یک تمهید ساده انگارانه فیلم در فیلم تماشاگرت را غافلگیر کنی.راستش برای جامعه ما این هم که چرا شما فیلم نمیسازی هم زیاد مهم نیست.بیخود نیست که فیلم شما مثل تیترهای روزنامه های زرد است .که انگار فقط برای این ساخته شده که بگوید مردم ایران چقدر نفهم هستند که قدر من بیضایی را نمیدانند.اینجور فیلم ساختن با عرض شرمندگی از روی یک جور شکم سیری است.آن ها که فیلم را دیده اند.حتمن سکانسی را که حسام نواب صفوی با آدامسی در دهان مشغول بازی در نقش نجات شکوندی است چقدر رو گل درشت است.که اصلن آن تمهید باز سازی مجدد صحنه ها با عوامل مثلن نا بلد توی فیلم چقدر سطحی از آب درامده.یا آن سکانس رستوران که مردم می آیند و امضا می گیرند با موبایل هایشان عکس می گیرندانقدر رو گل درشت است که گریم مجید مظفری فامیلی اشتهاریان که باید ما رایاد اعتباریان و فیلم خدا بیامرز لبه پرتگاه بیندازد.این که الان واکنش ها به فیلمتان انقدر از سر خنده و عصبانیت ومضحکه است.نه به خاطر توهین به شخصیت شما که به خاطر فیلم بی خاصیتی است که سا خته اید.همدلی که هیچ دلمان کمی منطق و اصول در قصه و عکس العمل شخصیت ها می خواهد.این که لا اقل فریاد و بغض و اعتراضتان را در یک قالب شخصی و با تعریف درست از سینما بریزید.این که یک نفر نگذارد شما فیلم بسازید شده مهمترین اتفاق عالم و تمام اجزای این عالم باید گرد روشنفکری که شما هستید بچرخد و همه باید بدانند که شما چه رنجی کشیده اید.آن وقت احتمالن چون شما بیضایی کبیر هستید هیچکس حق ندارد بر شما خرده بگیرد که چرا منطق شما در این فیلم کذایی سست است و چرا شخصیت های فیلم شما انقدر سست و کاریکاتوری اند هر کس در جبهه شماست خوب است بقیه عالم بد هستند این یعنی این که موضعتان انقدر کودکانه است که دارید پدر روشنفکری را هم در می آورید.هیچوقت نفهمیدم این خودخواهی و تفرعن و تک سبب بینی شما از کجا می آید.ولی به هر حال تلاش های شما بیهوده از است. جهان و آرمان و آرزوهای شما انقدر از سطح اجتماع و مشکلاتش دور است که چیزی جز کاریکاتورهایی بی حاصل از آن ها در نمی آید. برای منی که برای به اصطلاح شاهکارهای شما هم دل نسوزانده سخت است که با دنیایتان ارتباط برقرا کنم هر چند که این آخری انقدر بی منطق است که فقط می توان آن را یک شوخی تلقی کرد شوخی سطحی که دست بر قضا خیلی هم بی نمک است.روزگار و جهان امروز انقدر درگیر پیچیدگی هایی در تمام سطوحش علی الخصوص در روزمرگی شده که چنین فیلم هایی با چنین ابعاد غول آسایی در بی منطقی اساسن نمی تواند به نیازهای جهان امروز جواب بدهد.محض مثال باید خدمتتان عرض کنم پیچیدگی جهان امروز اساسن در دست کسانی است که در آن زندگی کرده اند و در آن تاب خورده اند.که تمام رنج ها و خوشی های آن را در تمام سطوحش درک کرده اند.مثل فیلم اشکان... که ندیده عاشق بیان هجو آلود و پالوده اش شده ام. و درباره ی الی که ریز بینانه و رشک انگیز تمام انگاره های طبقه متوسط را با تمام کمبودهایش همچون تابلویی با شکوه به رخمان می کشد.جهان امروز جهان نجات شکوندی و نیرم نیستانی و پرند پایا نیست که انگار از جهانی خارج از این اجتماع پا به درون آن گذاشته اند و حقشان را از تمام نو کیسه ها(بخوان تمام مردم) طلب می کنند.بلکه متعلق به سپیده ها و احمدها و الی هاست که فرزندان جماعت و اجتماع امروزند. 

نوشته شده توسط مازیار وکیلی | موضوع: | لینک ثابت |