خدایا سلام؛
مازیارم می خواستم چند دقیقه وقتت را بگیرم بلکه کمی ارام شوم. خدای عزیز چند تا سوال دارم چرا ادمها هیچ وقت باطن ادمها را نگاه نمی کنند؟ من پول ندارم هر روز یک مدل بپوشم من پول ندارم که سیگار ماربرو بکشم ندارم که پول میز را حساب کنم باید چه کار کنم کجا بروم دلم نمیخواهد مادری که سی سال صادقانه تدریس کرده را در عذاب ببینم پدرم را که بعد از بازنشستگی هم مجبور است کار کند را هم شرمنده ببینم خدایا من نمی توانم بفهمم یک نفر روزی خدا تومن خرج کند و بعد هم انقدر داشته باشد که به دختره زنگ بزند برایش خرج کند کادو بخرد زندگی اش را هم سامان بدهد هر روز هم یک مدل بپوشد ان وقت منی که روزی حلال می خورم نداشته باشم یک بارانی بخرم یک شلوار یک کفش بخرم ان وقت یک نفر دیگر هر روز یک جور تیپ ملیونی بزند خدایا من هم میخواهم خوب بگردم خوب بپوشم خوب زندگی کنم ولی نمیشود با این پولی که پدر و مادر من در می اورند نمی شود شاید من هم بخواهم با دختره جایی بروم برایش مرام خرج کنم اما ندارم ندارم تیپ خفن بزنم این طوری سمت هر کس بروم رم میکند ندارم ندارم و او هم نمی اید تازه بیاید از کجا بیاورم کادو و هزار کوفت و زهرمار دیگر را تهیه کنم منی که نمیتوانم با این پول حلال یک بار پول کافه رفقایم را حساب کنم خدایا تکلیف من چیست که میخواهم غرورم را هم حفظ کنم خدایا نمیشود با روزی دو هزار تومن نمیشود، با این پول ها نمیشود خدایا تا کی حسرت بخورم تا کی اه بکشم خدایا یعنی ما هم باید همرنگ جماعت شویم نزول بگیریم ربا بخوریم چه کار کنیم که با همین درامد هم بتوانیم راحت زندگی کنیم خدایا اگر تمامی کسب مایه دارها حلال است پس چرا مال ما به اندازه انها نیست خدایا تو ما را میبینی هر روز هر بار هر لحظه چه رنج ها و بی کسی هایی که به خاطر بی پولی که نکشیده ایم خدایا ارزوهایم کوچک است ولی این روزها من برای ارزو کردن به جای قلبم باید به جیبم نگاه کنم مغرورم و این نمیشود که به بهانه غرور به ارزوهایم نرسم خدایا چه کار کنم تو که همیشه به من لطف کردی بگو؟

