تبليغاتX
نوستالژی

بهترین سریال سال
پنجشنبه هفتم آذر 1387 ساعت 20:2

با پایان یافتن سریال مرگ تدریجی یک رویا بهترین سریال سال هم به پایان رسید. سریالی که معلوم بود برای هر لحظه لحظه اش زحمت کشیده شده دقت نظر فراوان جیرانی در پرداخت و کار روی صحنه ها در کنار فیلمنامه پر کشش و زیبای علیرضا محمودی مجموعه خوبی را فراهم اورده بود تا شاهد سریالی زیبا و به یاد ماندنی باشیم علت انتخاب نگارنده نزدیکی این سریال به ذات سینما است تا لحظه اخر نوشتن این نقد کاملن مردد بودم زیرا از سریال بی نظیر و دلربای کیانوش عیاری نمی شود به همین سادگی گذشت ان واقع گرایی بی نقص و بی پیرایگی قاب ها در سریال عیاری عالی از اب در امده بود اما انتخاب من مرگ تدریجی رویاست علت هم همان که در ابتدای مطلب خدمتتان عرض کردم نزدیکی به ذات سینما حالا دلم می خواهد مرگ تدریجی یک رویا از چند منظر مورد بررسی قرار دهم:

1_ریتم

ریتم پر جوش وخروش و سریع سریال چون یک قلب تپنده عمل می کند. ریتمی که تا لحظه اخر از نفس نمی افتد و بیننده را با خود همراه می کند. کات های موجز و سریع جیرانی و فیلمنامه پر از اتفاق و پر شاخ وبرگ سریال که بر مبنای درستی نوشته شده باعث حفظ ریتم اثر تا اخرین لحظه شده است. جیرانی با ساخت این اثر نشان داد استاد حفظ ریتم تا لحظه اخر داستانش است این سریال هم اکشن دارد هم ملو درام جیرانی با همان دقت نظر حیرت انگیز خود به تعادلی بی نظیر در هر دو زمینه ملودرام واکشن رسیده ریتم صحنه های اکشن سریع وبا کات های زیاد کرفته شده وصحنه های عاطفی و ملو درام اثر با ریتمی ارام و ساده تداخل این دو از منظر ریتم باعث شده اثر به تعادلی بی نقص در این زمینه برسد.خوب این اثر می توانست با اندکی عدم دقت و شعور کارگردانی عنانش از دست کارگردان خارج شود ولی جیرانی با قدرت و درایت کم نظیری این تعادل در ریتم را تا اخرین لحظه حفظ کرده است

2_بازیگری

به تک تک انتخاب های جیرانی که نگاه می کنم باز هم دقت نظر جیرانی را می ستایم مجموعه حیرت انگیزی که فقط با هوش سرشار و قریحه ناب جیرانی کنار هم جمع شده اند وتمامن بهترین بازی های خود را تا به امروز به یادگار گذاشته اند. اما باز هم باید به این ترکیب متناقض برگردیمدو بازیگری تلویزیونی بک دوبلور یک چهره سینمایی ویک بازیگر تازه کارشاکله اصلی سریال جیرانی را تشکیل می دهند.این هسته مرکزی با دقت نظر جیرانی تبدیل به نقطه اتکای اثر شده است.تک تک بازی بازیگران این اثر در کنار به یک هارمونی ونظمی بی نقص رسیده است.بازی ها هیچ کدام در هیچ یک از صحنه ها بیرون نمی زند و همان طور که ذکرش رفت همه در نقطه اوج قرار دارنداز دانیال حکیمی که به نظرم این اثر نقطه اوج کارنامه حرفه ایی اوست تا بازی درخشان ستاره اسکندری و حضور گرم و روان پولاد کیمیایی.دانیال حکیمی را همیشه دوست داشتم عاشق ان صدای گرم و تیپ مردانه اش بودم واحساس می کردم دارد در سریال های معمولی هرز می رود ولی جیرانی او را در اوج پختگی فیزیکی کشف کرد بهترین بازی عمرش را از او گرفت حامد در لحظاتی بغض می کند در لحظاتی مستاصل است در لحظاتی خشمگین است ودر تمام لحظات بهای عشق را می پردازد ودانیال حکیمی تمام این لحظات را زیبا بازی می کند ودر اوج است نگاه کنید به صحنه ایی که حامد در دادگاه به دروغ اعتراف می کند که هستی را می زند و بد دهن است تمام بغض و خرد شدن یک مرد را در صورت و چشم های دانیال حکیمی می بینیم ان ارتعاش بی نقصی که به صدای زیبایش می دهد و ان نم اشکی که انگار فرو نمی ریزد هر بیننده ایی را به تحسین وا می دارد.اما هر قطب خیری برای دیده شدن احتیاج به یک قطب شر قدرتمند دارد که در عین نفرت ترحم برانگیز هم باشد ساناز عظیمی این خصوصیات را یک جا داشت و بازی ستاره اسکندری تمام این خصوصیات را باز تاب میداد چه ان جا که دیوانه وار فریاد می زند ودنبال شیشه مشروبش می گردد چه ان جایی که از گذشته اش برای دوستش حرف می زند عالی بازی می کند و ما او را نه موجودی نفرت انگیز که موجودی محصول شرایط می بینیم. حضور موثر پولاد کیمیای در نقش یک ادم پران با مرام که هنوز یاد ایران را در ذهن دارد حضوری گرم وروان دارد اوج بازی پولاد ان جایی است که با ترکان درگیر می شود و از بدن سر حال و ورزیده اش به بهترین شکل استفاده میکند.و در اخر باید اشاره بکنم به بازی خوب و سنجیده استاد ناصر طهماسب که با ان صورت سرد و بی حالت بهترین بازی را در نقش یک روشنفکر رانده شده از وطن را بازی می کند.بیشترین کمک را البته از صدای بی نظیر و محسور کننده اش میگیرد. چه ان جا که پیشنهاد اغواگرانه میدهد ومارال را به خوردن شام دو نفره دعوت می کند و چه ان جا که مشغول مجاب کردن مارال برای سفر است این صدای استادانه اوست که به کمکش می اید به زعم بنده این چهار نفر پیکره اصلی بازی های این فیلم هستند و تمامشان هم به خوبی از عهده وظیفه شان بر امدند

3_فیلمنامه

فیلمنامه این اثر را از چند منظر می توان مورد بررسی قرار داد یکی همان ریتم است که در بالا صحبتش را کردیم. شاید حاصل نهایی کار را به تنهایی بنام علیرضا محمودی ثبت کرده باشند ولی این نگاه پخته و ظریف جیرانی در زمینه ریتم است که تعادل کار را تا پایان حفظ کرده است. منظر دوم شخصیت پردازی است و از همین جاست که دیدگاه موافقان ومخالفان فیلم از هم جدا می شود جهان و روح حاکم بر سریال طوری است که ان را در بافتی کاملن عقیدتی قرار می دهد بافتی که اگر ان را بپذیری می توانی از لحظه لحظه سریال لذت ببری و یا از ان متنفر شوی.شخصیت مثبت حامد را یا ستایش می کنی یا از ان متنفر می شوی.یا اراس و معرفتش را درک می کنی یا نمی کنی یا ازعدم ثبات مارال نگران می شوی یا نمیشوی به هر حال اگر در ان بافت عقیدتی باشی (که من بودم) از تمام این لحظات لذت خواهی برد به هر حال این سریال لایه جدید و دیده نشدی ایی از زن را در رسانه نشان داد و به هر حال خودمان هم می دانیم از این دست زنان در جامعه کم نیستند این تصویر گری بسیار دقیق و بی پیرایه ایی از بخشی از زنان جامعه ایرانی بود زنانی که در این جامعه وجود دارند و جیرانی توانسته تصویر دقیقی از بخش روشنفکر نمای ما نشانمان بدهد تصویری که به هر حال به زعم خیلی ها درست نیست اما به زعم نگارنده یک تصویر کامل ونمونه ایی برای اینده خواهد بود.جیرانی با شناخت کافی از قطب منفی ماجرا و با هم فکری علیرضا محمودی فیلمنامه را نوشته به خاطر همین است که ما ساناز و رفقایش را هیولاهایی ترسناک نمی بینیم که ان ها ادم هایی محصول شرایط خود هستند مثلن هلن شخصیتی عقل مدار و نسبتن متفکر تر است هم اوست که در قسمت های ابتدایی به مارال توصیه می کند رمانش را برای ویرایش نزد حامد ببرد ساناز هم همینطوری الکی بد ونابه کار نیست در سکانسی که از گذشته مادرش حرف می زند ما نه ساناز را هیولایی ترسناک می بینیم نه دیگر برای معلولش بی دلیل دل می سوزانیم در بارهی یک نکته دیگر هم باید توضیح بدهم وان فید شدن برخی شخصیت ها مانند خانواده حامد ومادر و دوستان ساناز هم باید گفت ان ها دیگر کارکردی نداشتند که بخواهند در درون قصه بمانند و مزاحمت ایجاد کنند در ضمن جیرانی با افزودن اراس و ترکان(که بازیگرش انصافن خوب بازی می کند)هم تنوع را حفظ کرده هم از تکرار و ملال فراهم کرده و هم ادم هایی را وارد قصه کرده که کاملن به محیطی که حوادث در ان روی می دهند می ایند. نکته بعدی که در اکثر سریال های ما به یک کیمیا تبدیل شده این است که قصه پرتی ندارد یعنی دقیقن به اندازه بیست وهشت قسمت ملاط ومایه دارد به اضافه گویی نمی افتد و شاهد کش دادن بی دلیل در هیچ یک از قسمت ها نیستیم. به هر فکر میکنم زوج جیرانی/ محمودی توانستند تصویر کامل ودقیقی از جامعه دوره گذار ایران از سنت به مدرنیته نشانمان دهند. در اخر دلم نمی اید به داریوش اریان اشاره نکنم که تصویر کاملی است از روشنفکرانی که از دل کافه ها بیرون امده اند.

4_عوامل فنی

از فیلم بردار تا تدوینگر وطراح ها کارشان را به نحو احسن انجام داده اند. تصاویر زیبا و جاندار سیروس عبدلی در کنار ایده بی نظیر چند تکه کردن پرده(که حتی در ان یک واکنش هم از دست نمی رود) باعث شده که کار در زمره کارهای به یاد ماندنی تلویزیون ایران قرار بگیرد. در بعد طراحی چهره پردازی و لباس با وجود تمام محدودیت های به جای رسانه ملی کاملن این سطح تفاوت ارزشی و بینشی در ان مشخص است ومثلن میشود از روی لباس هم به تفاوت ساناز با خواهر های حامد پی برد در طراحی صحنه هم این نکته کاملن رعایت شده معماری گرم وسنتی خانه حامد و وسایل داخل ان را با ان خانه بزرگ وگل وگشاد عظیمی ها مقایسه کنید تا به ارزش کار طراح صحنه اثر بیشتر پی ببرید. فیلم صدابرداری خوبی هم دارد یکی از نکاتی که توجه مرا به شدت جلب کرد صداهای زمینه اثر بود. افکت های به جایی که کاملن در مسیر قصه و خط سیر اثر بود.

5_ترانه

ترانه پایانی اثر هم کاملن همخوان ومطابق با شرایط و حال و هوای اثر است. ترانه ایی به شدت متفاوت که با صدای خسته وزخم خورده رضا یزدانی خوانده میشود ومارا هم تحت تاثیر قرار میدهد و نشاننمام میدهد با کمی وقت گذاشتن روی چیزی می شود اثری ماندگار خلق کرد. چیزی که این ترانه متفاوت با دیگر ترانه های سریالها میکند همخوانی با اثر و ملودی ارام ان است وهمان طور که اشاره اش رفت اجرای بی نقص رضا یزدانی از این ترانه است قلب ما از جا کنده می شود زمانی که فریاد میزند (چشام خسته اس......)

موخره:

جیرانی نشان داد که اگر کمی در کارش و وسواس داشته باشد اصلی ترین ادم درگونه رو به ملودرام در سینمای ایران است. جیرانی با این دقت نظر چنین سریال کاملی ساخته و فیلم های خوبی چون قرمز و شام اخر خلق کرده و هر جا حوصله نداشته حاصل اثار بی در و پیکری همچون اب واتش و پارک وی وده است. اصلن عنوان بندی دقیق و بکر این سریال کلفیست که ان را به عنوان بهترین سریال سال تا این جا بر گزینیم

نوشته شده توسط مازیار وکیلی | موضوع: | لینک ثابت |