خداحافظ عمو خسرو
شنبه بیست و نهم تیر 1387 ساعت 3:6
۱.ظهر است من ومادرم روی مبل به تلویزیون نگاه می کنیم نوار باریک خبرها زیر تصویر حرکت می کند مادرم ناگهان فریاد خفه ایی میکشد (شکیبایی مرد) کاش راست نباشد اما خبر را خودم هم خواندم یک لحظه مسخ می شوم چشمانم گرد شده باور که چه عرض کنم شوخیش هم کار سختی است
۲. پیامک ها می آید همه آنهایی که مرا می شناسند همدردی می کنند مگر می شود خسرو را دوست نداشت از تمام پیامکها این یکی از همه بهتر بود
"حرف های ما هنوز ناتمام تا نگاه می کنی وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی ناگهان چقدر زود دیر میشود
ممنون محمود
۳. تمام شد جواهری دیگر را از دست دادیم چه فایده که مثل احمق ها عزاداری کنیم مسئله خسرو عزیز بود که تکرار نمی شود مسئله این است که ما دیگر حمید هامون نداریم حد میثاق نداریم عمو رحیم نداریم
۴. رفتی وتمام خسرو جان اما یادت با ماست با مایی که هنوز روی زمین سفت گیر کرده ایم مایی که اگر هم بمیریم مثل تو پرواز نمی کنیم فقط می میریم
۵. خدا حافظ عمو خسرو
شب
یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 ساعت 9:21
باید یک فکری برای این نیمه شب ها بکنم هرطور فکرش را میکنم از شرش خلاص نمیشوم پس باید یک حالی به خودم بدهم تا شب های بلند قابل تحمل تر بشود روزگاری باید بگذرد تا همچین فرصتی دستش بیاید تا شب ها را یکسره با بیداری صبح کنم الان محکومم به این بیداری ها به این مدل سو استفاده ها از درون خودم وزخم های خودم پس باید این سو استفاده بیرزد مثل چند شب پیش که فیلم خوب یازده یار اوشن را دیدم و احساس کردم شب زیاد طول نکشید این جوری تابستان برای من حکم شبهای طولانی همراه با بی خوابی را دارد پس من باید بهترین راه سو استفاده از خود در شب رایاد بگیرم
امیرقادری,روزگار نو
یکشنبه شانزدهم تیر 1387 ساعت 3:19
انتخاب امیر قادری در جشن منتقدان یعنی تایید یک جریان جریان پویا وجوانی که خیلی وقت است در فضای نقد نویسی ما شکل گرفته وکاملن متفاوت با فضای نقد نویسی نسل گذشته منتقدان است نسلی که امیر عزیز پرچمدار ان است نسلی که دلبستگی به ژانرهای و کارگردانهای خاص نیست نسل منتقدان امروز افق دید خود را گسترش داده واز جزم اندیشی و دشمنی دوری میکند دیگر مسائل شخصی را قاطی نقدهایش نمیکند عین منتقدهای قدیمی تر نقدهای حوصله سر بر نمینویسد بلکه یک حس انی را از از فیلم دریافت میکند وان را به زیبایی توضیح میدهد نکته عجیب این نسل پیگیری وپشتکار انهاست این که خودشان را به جریان سرد و بی طراوت نقد نویسی تحمیل کردند ودر دل ان فضای سرد فضای جدیدی به وجود اوردند که پر از طراوت و تازگی بود نکته بعد صداقت جاری در شیوه نثر و کلام نوشتاری این نسل از منتقدان است انها سعی در استفاده از واژگان پیچیده وغیر قابل فهم نداشتند بلکه با گسترش دایره واژگان در نقدهای خود ان را از دایره عده ایی مخاطب معدود خارج وبرای نقدهای مخاطب انبوه را نشانه میگیرند انها ابایی از برملا کردن عاشقانه های سینمایی خود ندارند ونظرات شخصی خود را چه در تایید ویارد یک فیلم یاپدیده سینمایی ابراز میکنند اینطور بیان نظرات شخصی نقدهای انها را جهان شمول تر وگسترده تر میکند باری با این انتخاب یکباره دیگر نسل جوان سینمایی کشور در حوزه نقد نویسی سربلند بیرون امد نسلی که باحضور نویسندگانی چون امیر قادری نیما حسنی نسب امیر پوریا و..... همچنان قدرتمند وامیدوار خودشان را وقف دنیای نقد نویسی میکنند
دانشگاه
سه شنبه یازدهم تیر 1387 ساعت 1:55
دیروز که با میلاد عزیز راجع به خیلی چیزها حرف زدیم فهمیدم داریم از دست میرویم با همه شورمان با همان نیمچه استعدادمان اولش فکر میکردیم دانشجو شدیم دنیا را عوض میکنیم ولی حالا خودمان هم شده ایم قسمتی از محیط منحوس دانشگاه که تحملش از مردن هم سخت تر است داریم در جایی جان میکنیم که ته اش هیچ است تمام شورو شوقم را برای دانشجو شدن کنار حس ا لانم بگذارم میبینم باختم همه چیزم را حتی خودم را دلم برای خودم میسوزد (دانشگاه ازاد واحد تهران مرکز یعنی کابوس)

